تبليغاتX
لینک باکس افزایش بازدید ادبستان ارسباران

ادبستان ارسباران
گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی شهرستان اهر 
لینک دوستان
 

شاهنامه

 از ویکی پدیا

شاهنامه، اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، مهم‌ترین نامهٔ اندیشهٔ سیاسی ایران‌شهری در دورهٔ اسلامی[۱]، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسهٔ ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است، چنان که ضیاءالدین ابن اثیر آن را قرآن ایرانیان خوانده است.[۲]

شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:

من این نامه فرخ گرفتم به فال همی رنج بردم به بسیار سال[۳]

آخرین ویرایشهای فردوسی در شاهنامه در سالهای ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری روی‌داد.

در سال ۲۰۱۰ هزارمین سالگرد نوشته شدن شاهنامه از سوی ایران و سازمان یونسکو جشن گرفته شد.[۴]

 
نقاشی دوره قاجار از شاهنامه

ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 17:57 ] [ اصغر محمود آبادی ]
 
موضوع :

شیوه نگارش:
۱-     صفحه اول (جلد) : به ترتیب، نام، دانشگاه ، عنوان پژوهش، نام و نام خانوادگی استاد، نام و نام خانوادگی دانشجو، شماره دانشجویی.

۲-     صفحه شروع: آغاز کار با نام خدا به عربی، فارسی، شعر یا …

۳-    فهرست مطالب و پژوهش

۴-     چکیده: توضیح درباره آنچه در پژوهش وجود دارد به اختصار و در حد یک صفحه

۵-     مقدمه: به ترتیب به این موضوع اشاره می شود: ماهیت کار، هدف، ضرورت و اهمیت کار، مواد پژوهش، روش پژوهش، نوآوری و تازگی تحقیق شما نسبت به کارهای قبلی

۶-    شرح و تحلیل متن اصلی با رعایت آیین نگارش و علایم سجاوندی

۷-     نتیجه گیری (خلاصه)

۸-     پیشنهاد ( بر اساس نتایج پژوهش یا دیدگاه های پژوهشگر)

۹-     منابع: کتابی، شفاهی، پایگاه های اینترنتی، (راویان با ذکر سن، سواد، شعل، محل کار و زمان جمع آوری مطالب هریک)

۱۰-  پیوست ها: عکس، نمودار، جدول و …

۱۱-  متن اصلی حد اقل ۱۰ صفحه A4 و هر صفحه ۲۶ سطر با خط zar یا nazanin

توجه:

۱-     اگر متن تایپ شده است بهتر است با CD ارائه شود

۲-     از ارائه کار رونویسی شده یا ضعیف خودداری کنید، به افرادی که آثار دیگران را به هر نحو ارائه نمایند نمره ای تعلق نمیگیرد.

۳-     اگر پژوهش به صورت فیلم، کار صوتی ضبط شده یا عکس، پاورپوینت و … باشد، برای ارائه بصورت کنفرانس قبلا هماهنگ فرمایید.

روش ارجاع نویسی:

۱-     با یکی از این سه روش خواننده را به اسناد مطالب خود ارجاع دهید

الف) پاورقی

ب) پایان هر بخش

ج) داخل متن

۲- ارجاع بر اساس ترتیب: نویسنده، کتاب، انتشارات، سال انتشار و صفحه آورده شود

۳- کتاب: نام خانوادگی، نام (نویسنده / نویسندگان)، نام کتاب ، نام مترجم، محل نشر، نام ناشر، تاریخ انتشار، صفحه

۴- مقاله: نام خانوادگی، نام (نویسنده / نویسندگان)، «عنوان مقاله داخل گیومه» نام نشریه، دوره/سال، تاریخ انتشار،  جلد، شماره صفحه مقاله

۵- مجموعه ها: نام خانوادگی، نام (نویسنده / نویسندگان)، «عنوان مقاله داخل گیومه» نام گردآورنده، نام مجموعه مقالات، محل نشر، نام ناشر، تاریخ انتشار و شماره صفحات مقاله

۶- سایت های اینترنتی: نام خانوادگی، نام نویسنده ،(آخرین تاریخ و زمان تجدید نظر در سایت) «عنوان موضوغ داخل گیومه» نام و آدرس سایت اینترنتی

۷- ارجاع ها در متن مقاله بین پرانتز (نام مولف، سال انتشار، شماره صفحه مورد نظر) نوشته شود. در مورد منابع غیر فارسی همانند منبع فارسی عمل شود.

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:46 ] [ اصغر محمود آبادی ]
شیوه نگارش مقاله

عنوان

عنوان هر اثر جلوه ای از هویت آن اثر است؛ خواه اثر هنری باشد یا علمی. عنوان فشرده ای منضبط از مطالب متن است، بنابراین انتخاب عنوانی مناسب که معرف کامل موضوع مقاله باشد، ضروری است. عنوان انتخاب شده از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا باید معرف کامل مقاله نوشته شده باشد. بارها مشاهده شده است که به جهت مغایرت در عنوان، با موضوعات نوشته شده در مقاله، کلیات مقاله مردود اعلام گردیده است . پیشنهاد می شود جهت انتخاب عنوان مقاله، با تعدادی از کارشناسان موفق مشورت گردد‌.

چکیده مقاله

همواره چکیده مقاله مورد توجه صاحب نظران قرار می گیرد. نیاز است تا چکیده مقاله نگاهی کلی به موضوع مقاله ، فعالیت انجام شده، نظرات نگارنده و نتیجه به دست آمده باشد. چكیده خلاصه كوتاهی از مقاله همراه با نكات اصلی متن مقاله است و به گونه ای تنظیم می شود كه خواننده را در تصمیم گیری برای مراجعه یا عدم مراجعه به اصل مقاله قادر می سازد. در صورتی که چکیده مقاله به صورت کامل و تخصصی نوشته شود، خواننده به قرائت کامل مقاله تشویق شده و با اهداف و تجربیات نگارنده بیشتر آشنا می گردد

 واژه های کلیدی

برخی از پژوهشگران جهت به دست آوردن مطلب مورد نظر خود با تایپ کلمه مدنظر، اقدام به جستجو در صفحات اینترنت می نمایند. واژه های کلیدی در مقالات نیز نماینده موضوعات مطرح شده در مقاله می باشد. لذا نیاز است تا کلماتی که اصل مقاله بر اساس آن نوشته شده است، در واژه های کلیدی آورده شوند.

مقدمه( طرح مسئله )

مطالب نوشته شده در مقدمه باید کامل و جامع باشد فعالیت های موجود که در زمینه موضوع مقاله در محافل علمی و اجتماعی صورت می گیرد، بررسی سوابق مطالعاتی دیگران، چگونگی شکل گیری ایده نگارنده جهت نگارش مقاله، تاریخچه موضوعی که نگارنده در خصوص آن اقدام به نگارش نموده است، مقایسه فعالیت های پیشین با موضوعی که در مقاله مطرح شده است، شرح مختصری از دلیل برتری موضوع پیشنهادی نگارنده و نهایتاً هدفی روشن از ارایه مقاله در قسمت مقدمه آورده شود .

 

 مواد و روش ها (تکنولوژی پیشنهادی)

روند کامل فعالیت انجام شده در دوره تحقیق می بایست در این قست آورده شود. خواننده باید بتواند تا با خواندن قسمت مواد و روش ها، از کلیه فعالیت ها، تجربیات کسب شده و علوم جدید مطرح شده آگاهی یابد. نیاز است تا از کلی گویی در این قسمت خودداری شده و روند اعلام مطالب به صورت منطقی و کاملا علمی صورت گیرد. پراکنده گویی در این قست باعث سردرگمی خوانندگان خواهد شد. ارایه راه کارهای کاملاً علمی و استناد به تجربیات کسب شده از عوامل موفقیت نگارش بخش مواد و روش ها است.

در بخش مواد و روش ها می توان بخش های مرتبط با موضوع مقاله را بطور جداگانه و با عناوین مشخص مطرح نمود. برای مثال اگر عنوان مقاله در خصوص ایجاد زهکش سراسری باشد، می توان در قسمت مواد و روش ها از عنوانی تحت عنوان ": چگونگی اجرای زهکش " ، " مصالح به کار گرفته شده  " و دیگر موارد مرتبط استفاده نموده و در خصوص هر کدام از آن ها توضیحاتی جامع و مستند را ارایه داد.

 تجزیه و تحلیل

برخی از مقالات به جهت بهره گیری از مستنداتی گوناگون و یا استفاده از فرمول های مختلف ریاضی، نیاز به تحلیل و تجزیه نتایج کسب شده دارند. مطرح شدن این قسمت از مقاله، دلالت بر توان نگارنده جهت تکمیل علمی مقاله را دارد.

 

نتیجه گیری

جمع بندی کل مقاله و اعلام نتیجه ای مشخص و شفاف از مواردی است که می بایست در قسمت نتیجه گیری مطرح شود. در نتیجه گیری نباید به مواردی اشاره نمود که در چکیده مقاله و یا در مواد و روش ها به آن اشاره نشده باشد. مطالب نوشته شده در قسمت نتیجه گیری، نمایانگر تلاش نگارنده مقاله در طول دوران تحقیق و فعالیت است لذا نیاز است تا از کلماتی کاملاً روشن و علمی جهت بیان نتایج به دست آمده استفاده شود. پیشنهاد می گردد جهت تکمیل این بخش نیز با کارشناسان موفق مشورت گردد.

منابع

 منابع یعنی محلی که اطلاعات خود را از آن جا گرفته‌اید و شامل همه نوشته‌ها و حتی اطلاعات مربوط به افرادی است كه با آن‌ها مصاحبه كردید. برای مطالب نوشته شده از کتاب‌ها مشخصات کتاب را بنویسید. در مورد افراد، اسامی افرادی كه با آن‌ها مصاحبه كردید را به ترتیب حروف الفبا تك تك بنویسید.

 

سپاسگزاری

هیچ کس بدون کمک دیگران نمی تواند در مراحل مختلف زندگی خصوصاً فعالیت های علمی، موفق باشد. قدردانی نمودن از کسانی که نگارنده را به موفقیت رسانده است، بیانگر شخصیت نگارنده و قدرشناسی و معرفت اوست.

 

نگارش مقاله اثرات مثبتی بر روند رو به رشد کلیه علوم را دارد. برخی از کارشناسان و نیروهای فنی مستقر در کارگاه ها، به جهت درگیر بودن مستقیم با فعالیت های اجرایی، تجربیاتی را کسب می کنند که انعکاس آن می تواند کمک بزرگی به جامعه علمی جهان باشد.

دانستن علت نگارش مقاله و آموختن چگونگی نوشتن آن می تواند کمکی قابل ملاحظه به آن دسته از نیروهای متخصصی باشد که تاکنون اقدام به مقاله نویسی ننموده و با روند آن آگاهی ندارند. تشویق کارشناسان به مقاله نویسی و انتقال تجربه به جامعه علمی، می تواند پایه های استواری جهت شکل گیری سریعتر دانش در جهان شود.

 

بخش پژوهش های دانش آموزی سایت تبیان

تهیه و تنظیم: فاطمه گودرزی

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:11 ] [ اصغر محمود آبادی ]

یادی از یک دبیر سخت کوش

زمستان سال پیش شنیدیم که آقای سلیمی در بیمارستان تبریز بستری است. تا آمدیم، بجنبیم  وبا وی ملاقاتی داشته باشیم،  پیغام آوردند که در بخش مراقبت های ویژه است و اجازه ملاقات نمی دهند. تقریباً ده روز مانده به عید خبر رسید که رو حش به ملکوت پیوست تنی چند از همکاران قرار گذاشتند که در تبریز در مراسم وی شرکت کنند. برف سنگینی بر زمین نشست و پلیس راه اهر راهیان را به اهر بازگردانید، چون گردنه بسته بود.

 

مرحوم امین اله سلیمی دبیر تلاشگر ادبیات دبیرستان های اهر ، چند سال پیش، پس از سی سال خدمت صادقانه در آموزش و پرورش اهر به افتخار  بازنشستگی  نایل آمد. همان سال دخترش از رشته ی پزشکی تبریز قبول شده بود. بیشتر فامیل هایش هم در تبریز بودند. خانه و کاشانه اش را فروخت و رخت سفر بربست و در تبریز ساکن شد. به زودی از سرشناسترین دبیران این شهر شد و دبیرستان های غیر انتفاعی در جذب وی بر یکدیگر سبقت گرفتند. اما داس دروگر دهر امان نداد تا دانش آموزان بیشتری از چشمه جوشان معلومات وی مستفیض گردند .

 یادش گرامی باد

[ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 13:47 ] [ اصغر محمود آبادی ]
 

فَريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري - شاعر و عارف بلندآوازه‌ي ايراني - در روزگار معاصر همواره در كانون توجه شرق‌شناسان، محققان و استادان ادبيات فارسي بوده است و گواه آن، انتشار كتا‌ب‌هايي مانند «درياي جان» هلموت ريتر، «صداي بال سيمرغ» عبدالحسين زرين‌كوب، «زبور پارسي» محمدرضا شفيعي كدكني و ده‌ها اثر ديگر در زمينه‌ي عطارپژوهي است.
در نگاهي به زندگي عطار، ذكر شده كه فَريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري در اواخر سده‌ي ششم و اوايل سده‌ي هفتم مي‌زيسته است. او در سال 540 هجري قمري زاده ‌شد. نامش «محمد»، لقبش «فريدالدين» و کنيه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهايش بيش‌تر عطار و گاهي نيز فريد تخلص کرده ‌است. نام پدر عطار، ابراهيم (با کنيه‌ي‌ ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.
او که داروسازي و عرفان را از شيخ مجدالدين بغدادي فراگرفته‌ بود، به شغل عطاري و درمان بيماران مي‌پرداخت.
از وي به عنوان يکي از پرکارترين شاعران ايراني ياد مي‌كنند و بنا به نظر عارفان، در زمينه‌ي عرفاني از مرتبه‌اي بالا برخوردار بوده ‌است؛ چنان‌که مولوي درباره‌ي او مي‌گويد: «هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يک کوچه‌ايم».
عطار در سال 618 هجري قمري در فتنه‌ي مغولان در نيشابور به قتل رسيد و درباره‌ي کشته شدن او به دست مغولان داستان‌هايي نقل کرده‌اند.
تأليف‌ها و تصنيف‌هاي عطار را در نظم و نثر به عدد سوره‌هاي قرآن، 114 دانسته‌اند كه معروف‌ترين آن‌ها عبارت‌اند از: ديوان قصيده‌ها و غزل‌هاي او که در حدود 10هزار بيت است. ديگر «الهي‌نامه»، «خسرونامه»، «پندارنامه»، «اسرارنامه»، «مصيبت‌نامه»، و از مثنوي‌هاي بسيار مشهور او «منطق‌الطير» است که نزديک به هفت‌هزار بيت دارد و مراتب سير و سلوک و رسيدن به حق و توحيد را از زبان مرغان که در طلب سيمرغ حرکت مي‌کنند، بيان مي‌كند و هفت منزل طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت و فنا را شرح مي‌دهد.
از تأليف‌هاي مهم شيخ عطار به نثر فارسي، «تذکرةالاوليا» است. در آن شرح حال و اقوال و کرامت‌هاي تعدادي از پيشوايان طريقت تصوف و عارفان بزرگ را به نثري ساده و شيوا نگاشته است.
عطار از شاعران بزرگ و از عارفان نامي ايران است که مقام معنوي و تأثير وجود او در تاريخ تفکر معنوي ايرانيان بسيار بااهميت است؛ چنان‌چه جامي در «نفحات الانس» آورده است که مولانا گفته: «نور منصور (حسين بن منصور حلاج) بعد از صد و پنجاه سال به روح فريدالدين عطار تجلي کرد و مربي او شد.» اين نکته را مؤلفان «هفت اقليم»، «بستان السياحه»، «سفينةالاوليا»، «خزينةالاصفيا» و «روز روشن» نيز آورده‌اند.
گفته مي‌شود، كشته شدن شيخ شهاب‌الدين سهروردي در سال 587 هجري قمري در روحيه‌ي عطار بسيار تأثير گذاشته و کتاب «اسرارنامه» را با آگاهي از واقعه‌ي دل‌خراش مرگ شيخ اشراق در آن عصر سروده است. برخي گفته‌اند کتاب «مصيبت‌نامه» را نيز تحت تأثير همين واقعه به نظم درآورده است.

:...از حجه الحق شنیدم که گفت گور من در جایی باشد که هر بهاری شمال بر من گل افشانی می کند. مرا این سخن مستحیل نمود. دانستم که چونی گزاف نگوید. چون در سنه ثلثین به نیشابور رسیدم چندین سال بود تا آن بزرگ روی در نقاب خاک کشیده بود و عالم سفلی از او یتیم مانده و او را بر من حق استادی بود و آدینه به زیارت رفتم و یکی را با خود بردم که خاک او به من نماید. مرا به گورستان حیره بیرون آورد و بر دست چپ گشتم در پایین دیوار باغی خاکی دیدم نهاده و درختان آمرود و زردالو سر از آن باغ بیرون کرده و چندان برگ شکوفه بر خاک او ریخته بود که خاک او در زیر گل پنهان شده بود. مرا یاد آمد آن حکایت که به شهر بلخ از او شنیده بودم. گریه بر من فتاد که در بسیط عالم و اقطار ربع سکون او را هیچ جای نظیری نمی دید. ایزد تبارک و تعالی جای او در جنان کناد بمنه و کرمه.

از چهارمقاله عروضی

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:5 ] [ اصغر محمود آبادی ]
حلول سال نو و عید نوروز بر همگان مبارک باد

عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک

[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 22:38 ] [ اصغر محمود آبادی ]
باب ممیز شمارش خانه و مغازه
بار ممیز شمارش كالاي بسته بندي شده
برگ ممیز شمارش كاغذ بدون جلد
بند ممیز  شمارش دسته‌ي كاغذ
تخته وممیز شمارش قالي – پتو – فرش
ممیز شمارش پارچه توپ
تير ممیز شمارش فشنگ
ثوب ممیز شمارش لباس دوخته
جام ممیز شمارش شيشه و آينه
جفت ممیز شمارش كفش جوراب ، دستكش
جلد ممیز شمارش كتاب
جين ممیز شمارش مداد قرقره ، دكمه و
حب ممیز شمارش قرص ، قند ، آب نبات
حلقه ممیز شمارش فيلم ، لاستيك ، چاه
دانه ممیز شمارش مداد گردو و
دست ممیز شمارش مبل ، ظروف
دستگاه ممیز شمارش راديو ، تلويزيون ، دوربين
دسته ممیز شمارش گل و گياه
دوجين ممیز شمارش بسته هاي ۱۲ تايي
دهنه ممیز شمارش مغازه
رأس ممیز شمارش حيوانات اهلي
رشته ممیز شمارش قنات ، گردن بند
سر ممیز شمارش گاو ، گوسفند ، گله
سكه ممیز شمارش انواع پول فلزي
شعله ممیز شمارش لامپ ، شمع
شيشه ممیز شمارش ظروف مايعات
طاقه ممیز شمارش پارچه
عراده ممیز شمارش توپ ، تانك
فال ممیز شمارش چند عدد گردو
فروند وممیز شمارش وسيله‌ي نقليه‌ي هوايي ، دريائي
فقره ممیز شمارش چك ، سفته ، اسناد
قبضه ممیز شمارش چاقو ، تفنگ ، مسلسل

 

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 22:27 ] [ اصغر محمود آبادی ]
فخرالدین اسعد گرگانی
ویس و رامین سرودﮤ فخرالدین اسعدگرگانی (-حدود466 ق) از قدیم ترین منظومه های عاشقانـﮥ ادب فارسی است. اصل این داستان به دورﮤ اشكانی منسوب است و در بعضی از نواحی ایران متن پهلوی آن وجود داشته است.
فخرالدین اسعد گرگانی این داستان را به خواهش خواجه عمید مظفر نیشابوری- حاكم اصفهان- به نظم در آورده و در حدود 446 ق از سرایش آن فراغت یافته است. این منظومه ساده، روان و از لغات عربی نا مأنوس خالی است و صورت كهنـﮥ بسیاری از لغت های فارسی در آن دیده می شود.

چو بر رامین بیدل كار شد سخت
به عشق اندر، مرو را خوار شد بخت

همیشه جای بی انبوه جُستی
كه بنشستی به تهایی، گر ستی

به شب پهلو سوی بستر نبردی
همه شب تا به روز اختر شمردی


به روز از هیچ گونه نارمیدی
چون گور و آهو از مردم رمیدی

زبس كاو قِدّ دلبر یاد كردی
كجا سروی بدیدی سجده بردی

به باغ اندر گلِ صد برگ جُستی
به یادِ روی او بر گُل گرستی

بنفشه بر چِدی هر بامدادی
به یادِ زلف او بر دل نهادی

زبیم ناشكیبی می نخوردی
كه یكباره قرارش می ببردی

همیشه مونسش طنبور بودی
ندیمش عاشقِ مهجور بودی

به هر راهی سرودی زار گفتی
سراسر بر فراق یار گفتی

چو باد حسرت از دل بركشیدی
به نیسان باد دی ماهی دمیدی

به ناله دل چنان از تن بكندی
كه بلبل را زشاخ اندر فگندی

به گونه اشكِ خون چندان براندی
كه از خون پای او در گِل بماندی

به چشمش روز روشن تار بودی
به زیرش خزّ و دیبا خاری بودی


بدین زاری و بیماری همی زیست
نگفتی كس كه بیماریت از چیست؟

چو شمعی بود سوزان و گدازان
سپرده دل به مهرِ دلنوازان

به چشمش خوار گشته زندگانی
دلش پدرود كرده شادمانی

زگریه جامه خون آلود گشته
زناله روی زراندود گشته

ز رنج عشق جان بر لب رسیده
امید از جان و از جانان بریده

خیالِ دوست در دیده بمانده
زچشمش خواب نوشین را برانده

به دریای جدایی غرقه گشته
جهان بر چشم او چون حلقه گشته

زبس اندیشه همچون مست بیهوش
جهان از یاد او گشته فراموش

گهی قرعه زدی بر نام یارش
كه با او چون بوَد فرجام كارش؟

گهی در باغ شاهنشاه رفتی
زهر سروی گوا بر خود گرفتی


همی گفتی گوا باشید بر من
ببینیدم چنین بر كامِ دشمن

چو ویس ایدر بوَد با وی بگویید
دلش را از ستمگاری بشویید

گهی با بلبلان پیگار كردی
بدیشان سرزنش بسیار كردی

همی گفتی چرا خوانید فریاد
شما را از جهان باری چه افتاد؟

شما با جفت خود بر شاخسارید
نه چون من مستمند و سوكوارید

شما را از هزاران گونه باغ است
مرا بر دل هزاران گونه داغ است

شما را بخت جفت و باغ دادست
مرا در عشق درد و داغ دادست

شما را ناله پیش یار باشد
چرا باید كه ناله زار باشد؟

مرا زیباست ناله گاه و بیگاه
كه یارم نیست از دردِ من آگاه

چنین گویان همی گشت اندران باغ
دو دیده پر زخون و دل پر از داغ

[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 22:7 ] [ اصغر محمود آبادی ]
بهار را توصيف كنيد، اين بود انشاي من

توصیف بهار، بی شک یکی از مهمترین و کهن ترین دغدغه های ذهنی و عینی بشریت در دوران تحصیل بوده است، که این امر بر رشد و تعالی ادب و فرهنگ و تمدن بشری نیز اثرات انکار ناپذیری بر جا گذاشته است. اخیرا پژوهشگران موفق شده اند گوشه هایی از انشاهای بهارانه برخی از چهره های معروف ادبی معاصر را کشف کنند که نظر شما را به آن جلب می کنیم:


محمد علی جمالزاده:
البته واضح و مبرهن است و بر هیچیک از ابنای بشر پوشیده نیست که بهار یک فصل خوب و زیبا و قشنگ و لطیف و چشم نواز و معتدلی است و طبق ضرب المثل معروف: «سالی که نکوست از بهارش پیداست"، سالی که نکوست، لاجرم از همان بهارش پیدا بوده و این را آناتول فرانس که خدا غریق رحمتش کند در کتاب معروف خود اشاره کرده و می نویسد: «آه ای بهاری که می آیی! به سوی من بال و پر بگشا و سالی که نکوست، همان از تو پیداست.» و شاعر شیرین سخن وعلیه الرحمه شیراز نیز در همین حیص و بیص می فرماید که بامدادانش هم خیلی حالا تفاوت نکند لیل و نهار در همین فصل بهار ...


صادق هدایت:
در زندگی، بهارهایی است که مثل خوره سرمای زمستان را آهسته آهسته در ملائ عام می خورد و می تراشد. این زوال و مرگ تدریجی سرما و آمدن گرما را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این جابجایی باور نکردنی فصلها را جزو اتفاقات و پیشامدهای عادی و طبیعی بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، بر سبیل عقاید جاری به او بخندند. آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماورائ طبیعی و جوی، این انعکاس سایه آفتاب و آب شدن برفهای کوهها و جاری شدن رودخانه ها و گرم شدن هوا و خاموش شدن کرسی ها و کم شدن بالاپوش ها پی خواهند برد؟ من فقط به شرح یکی از این تغییر فصلها می پردازم که خودم آن را دیده ام و معلم محترم از من خواسته است ...


صادق چوبک:
زمستان توی جویها تفاله چای و انار آب لمبو و هندوانه درشت گندیده و پوست پرتقال و پوست نارنگی و پوست میوه های دیگر قاتی یخ بسته می شود ولی در بهار این زرت و زیبل ها حرکت می کنند و هوای برفی آمیخته با دمه بخار آخرین پرده غم انگیز زندگی را از زیر سبیل کلفت و سیاهش بالا می کشد. در پارکها، بوی کود و پهن اسب و قاطرهای مافنگی جابجا پای گلها و درختهای نزار و تنها و سرگردان و بدبخت و فلک زده با بوهای ناجور دیگری مخلوط می شود و نشان می دهد که بهار دارد می آید ...



جلال آل احمد:
صبح است با نم نم بارانی. و مردم در خیابانها: چه مقلدهای بی دردسری برای فرنگی مآبی! و چه آسفالتی شبیه فلان گوشه ینگه دنیا ... و چه روشنفکرهای جغله ای! درست مثل واگن شابدوالعظیم که می آیند و می روند و خیانت می کنند: تضاد اصلی بنیادهای سنتی ایرانی با تحول و ترقی فرنگ و آمریکا. و نمونه اش همین خیابان و تمدن و بهار و درخت، که می بینم طاقت ندارم. خاک بر سر مملکتی که زمستان و بهارش اینجوری است، که خرگوشی از دم تیر صیادی و همانجور کج و کوله ...


ابراهیم گلستان:
دو روز بود که زمستان رفته بود، که بهار بود، که بعد از سال نو بود، که معلم گفته بود بنویسیم انشا. ما، در میان جفتک و قیقاج، می رویم که بنویسیم انشا را توی دفتر. می نویسیم وقتی که ته می کشد نوک مدادمان و می تراشیمش خرت و خرت و خرت ...و کلمات لای ورق می لغزد و برمی گردد میان راه توی کوچه و توپ رنگی که می دود در آسمان و شیشه خانه همسایه وبر پدر مردم آزار و دلنگ و دلنگ و صدای زنگ. مادر می گوید: «پاشو.» می گویم: «خوب.» می گوید: «خوب و زهر مار. در را باز کن.» کوچه، مانند رودی و قاصدکی بیرون و انشایی داخل ...



میر جلال الدین کزازی:
بهار در درازنای تاریخ آمد و دیولاخ زمستان رَفت(اگرچه رُفت بایسته شمرده می شود ولی در اینجا، رَفت به صواب نزدیک تر است.) برگ بر فرازنای بسیارشاخان(همان گیاهی که مهریان کهن آن را درخت می نامیدند و اکنون نیز همان می نامند) رویید، چنان سترگ که بتوان بند بر آن ببست و تاب بازی کرد، با نازانی و تازانی، و این بود نبشتهَُ ما ...


[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 22:24 ] [ اصغر محمود آبادی ]

شاه نعمت اله ولی:

ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم

صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

در حبس صورتیم و چنین شاد وخرمیم

بنگر که در سراچهٔ معنی چه ها کنیم

رندان لاابالی و مستان سرخوشیم

هشیار را به مجلس خود کی رها کنیم

موج محیط و گوهر دریای عزتیم

ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم

در دیده روی ساقی و بر دست جام می

باری بگو که گوش به عاقل چرا کنیم

از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام

تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم

 

حافظ :

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق

اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود

تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

 

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 8:16 ] [ اصغر محمود آبادی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت