در هفته نام گویا که در اهر به چاپ می رسد در رابطه با مفاخر ارسباران و مسایل تاریخی و فرهنگی مقاله می نویسم خواهشمندم بیو گرافی خود را برایم ارسال کنید در نوشته خود به خاطرات دوران کودکی ،دبستان ،معلمان خود همکلاسان ،اهری های یا همشهریان خوب آن روزها، دانشگاه هایی که محل تحصیل یا تدریس شما بوده و هست مدارج علمی و کارهای تحقیقی و هر مطلب دیگری که صلاح می دانید اشاره کنید در صورت امکان تصاویر خود را نیزارسال فرمایید اگر دوست دارید بیوگرافی افراد مورد نظر شما در ستون مفاخرارسباران هفته نامه گویا به چاپ برسد شخص مورد نظر را معرفی نمایید
چکیده نویسی
1- آيا چكيده همان خلاصه است؟
اين سئوال غالباً مطرح بوده و است كه آيا چكيده همان "خلاصه" است. جواب ما اينست كه خير. اگر پرسيده شود چرا، مي گوييم جهات پاسخ ما را نكات زير و مطالبي كه به دنبالة آن مي آيد، روشن مي كند:
الف- "خلاصه" به مفهوم ساده كردن نزديك است. چكيده هرگز به مفهوم ساده كردن مطالب نزديك نيست. ما، در چكيده هيچگاه مطلب را براي محقق ساده نمي كنيم.
ب- "خلاصه" گاه بمعني "مباني است (نظير خلاصه الحساب شيخ بهائي كه مباني علم حساب است، يا مثلاً فيزيك نور براي سال چهارم دبيرستان كه خلاصه و مباني علم نور است). مفهوم "مباني" به اعتباري به مفهوم "كليات" نزديك است ("مباني فلسفه براي سال ششم ادبي" يا "مباني صرف و نحو عربي براي دبيرستانها"). بنابراين، خلاصة يك موضوع، يعني بيان كليات آن موضوع با صرفنظر از ذكر جزئيات آن. در حالي كه در مورد چكيده نمي توان چنين حكمي داد چرا كه گاه در يك مدرك علمي "جزئيات" خود حاوي ارزش اطلاعاتي اساسي براي محقق است. حتي در بسياري از موارد در "جزئيات" يك مقاله، مطالبي هست كه اهميتي كه كل مقاله براي محقق متخصص دارد، درست در همان جاست.
ادامه مطلب
منطق الطير: مأخوذ است از آيه شريفه: «و ورث سليمان داود و قال يا ايها الناس علمنا منطق الطير واوتينا من کل شي ء ان هذا لهو الفضل المبين» (سوره نمل آيه 16)- در تفاسير قرآن کريم از مرغان مختلفي که با سليمان (ع) سخن گفته اند و او گفتار آنان را براي پيروان خود ترجمه فرموده است. اسم برده اند
هدهد: در فارسي پويک و شانه سر را گويند.مرغيست بدبو که بر زباله آشيان سازد، بر بدنش خطوط و رنگهاي فراوان است و کنيه او ابوالاخبار و ابوثمامه و ابوالربيع و ابوروح و ابوسجاد و ابوعياد است. گويند که از بالاي آسمان آب را در زير زمين ببيند همانطور که آدمي آنرا در شيشه ببيند. گفته اند که هدهد راهنماي سليمان بود بر آب و آن چنان بود که سليمان هرگاه که خواستي نماز گزارد هدهد او را ره نمودي به آب و در بيابان زمين را مي کندند و به آب مي رسيدند تا سليمان با آن غسل مي کرد يا وضو مي ساخت. .....
ادامه مطلب
آشناییزدایی (Defamiliarization)
آشنایی زدایی یعنی تازه و نو، و غریبه و متفاوت كردن آنچه آشنا و شناخته شده است؛ در اصطلاح یكی از تكنیكهای ادبی است كه اول بار در مكتب شكل گرایانِ (فرمالیستهای) روس مطرح شد و یكی از مهمترین نظریههای این مكتب محسوب میشود. بنابراین نظریه، وظیفه شاعر و یا هنرمند این است كه با غریبه كردن مفاهیم آشنا و مشكل كردن فرمها و افزودن بر دشواری، مدت زمان درك خواننده را طولانیتر كرده و لحظه ادراك را به تعویق بیندازد، بدین سان باعث ایجاد لذت و ذوق ادبی گردد.
...ادامه مطلب
احتمالاً از آنجا که بند تنبان چیزی کمارزش تلقی میشود و چیزی است که با یک عمل کشیدن شلوار را بطوری موقتی سر جا نگه میدارد این تشبیه در باره آنگونه شعرها انجام شدهاست.
اشعار سست و بی مایه را به علتی بندتنبانی می خوانند که بافندگان بندِ تنبان که در افغانستان به آن ایزاربند نیز گویند برعکس جولاهان پارچه باف، آن را سخت و یک تکه نمی بافند؛ بلکه تارهای بافت را به فاصله پنجاه میلیمتر دور از هم از لای تنسته (تار) عبور می دهند و به این ترتیب بند تنبان در پایان بافت به صورت تور یا جالی معلوم می گردد. و دودیگر اینکه تاری را که برای بافتن بند تنبان انتخاب می کنند، تار خام است. تاری که مانند مواد پارچه بافان تاب داده نشده و نخستین مرحله ی تبدیل پنبه به تار می باشد. ازینرو جا دارد که اشعار سست و بی مایه را به بافت سست بند تنبان تشبیه نموده آن را شعر بند تنبانی بخوانند.
|
کلنگ از آسمان افتاد و نشکست |
|
کالسکه بوق زد و قورباغه غش کرد |
|
کلنگ از آسمان افتاد و نشکست |
|
وگرنه من همان خاکم که هستم |
|
چنین گفت یوسف اندر زلیخا |
|
الا یا ایها الساقی ادر کاسا وناولها |
سفرنامه، نوعی گزارش است که نویسنده در قالب آن مشاهدات خود را از اوضاع شهرها یا سرزمینهایی که بدان مسافرت کرده است شرح می دهد و اطلاعاتی از بناهای تاریخی، مساجد، کتابخانه ها، بازارها، بزرگان، آداب و رسوم ملی و مذهبی مردم، موقعیت جغرافیایی، جمعیت، آب و هوا، زبان اهالی، مناطقی که بازدید نموده است در اختیار خواننده می گذارد.
ادامه مطلب
نقد و بررسي شعر «باغ من» از اخوان ثالث
دکتر حسین خسروی
مقدمه
مهدي اخوان ثالث (م. اميد) شاعر پُرآوازة معاصر (1369ـ1307هـ .ش.) اولين مجموعة شعر خود را با نام «ارغنون» در سال 1330 شمسي منتشر كرد و پس از قريب چهار دهه فعاليت ادبي، با دفتر «تو را اي كهن بوم و بر دوست دارم» كارنامة ادبي خود را بست و يك سال پس از آن براي هميشه خاموش شد.
آنچه اخوان را به عنوان شاعري نوگرا و در نوگرايي صاحب سبك معرفي كرد آثاري بود كه در فاصلة زماني بين اين دو دفتر و بهخصوص در دهههاي سي و چهل شمسي پديد آورد. آثاري كه در بين آنها «زمستان» (1335)، «آخر شاهنامه» (1338) و «از اين اوستا» ( 1344) از همه مشهورترند و بايد قلههاي شعر اخوان را در اين سلسله جبال جستوجو كرد.
در سه دفتر يادشده، اخوان به پيروي از نيما در راهي نو و پُر فراز و نشيب قدم نهاد و با شناختي عميق و همه سويه كه نسبت به اين شيوة تازه پيدا كرده بود در جهت تعالي آن كوشيد و حتي در ساليان بعد با دو اثر بدعتها و بدايع نيما يوشيج (1357) و عطا و لقاي نيما (1361) به تبيين ديدگاههاي نيما و دفاع از شعر نو فارسي پرداخت. طلايهداري و تلاش اخوان در گسترش شعر نو فارسي و رسالت سنگيني كه در دفاع از آن بردوش گرفته بود باعث شد تا در زمان حيات شاعر و هم پس از خاموشي او آثار فراواني در معرفي شعر و شخصيت او نوشته شود. بيشترينة اين آثار در سالمرگ او ( 1369) در قالب مقاله و در سالهاي پس از آن در قالب كتاب نوشته و منتشر شد. (نك 15، صص 460 ـ 444)
اخوان ثالث در طول زندگي خود مجموعاً ده دفتر شعر سرود (15، ص 440) كه هر كدام نمايانگر گوشههايي از زندگي او و برشهايي از تاريخ معاصر ايران هستند و از اين ميان شهرت و شناسنامة شاعر بيشتر به دفتر «زمستان» گره خورده است. اين دفتر يك «زمستان» مشهور دارد و يك «پاييز» كه تحتالشعاع شهرت «زمستان» كمتر مورد توجه قرار گرفته، اگرچه به لحاظ تركيبسازي و تصويرآفريني بر «زمستان» برتري دارد و شاعرانهتر از آن است.
موضوع اين نوشتار شرح و تفسير شعر پاييزي اخوان است كه «باغ من» نام دارد و در بررسي آن، به مناسبت، نگاهي هم به «زمستان» خواهيم داشت. ابتدا متن شعر آورده ميشود سپس از زواياي گوناگون به تحليل و تفسير آن ميپردازيم:
ادامه مطلب
فرشيد فرجي
از ميان هنرمنداني كه سعي در اراية نوعي جهانبيني خاص و مشرب فكري دارند «سهراب سپهري» به چهرة برجستهاي است كه از ابعاد گوناگون فلسفي ـ عرفاني قابل بحث و بررسي است.
در شعر معاصر فارسي شايد سهراب سپهري تنها شاعري باشد كه انديشهاي بهسامان و مدوّن را در دوران كمال شعري خود بيان ميكند ـ اين برداشت را نبايد يك داوري ارزشي پنداشت، چه ارزش را نقد ادبي و كاركرد اجتماعي را جامعهشناسي هنر با معيارهاي ديگري تعيين خواهد كرد ـ شعر سپهري از آن رو ارزش والايي مييابد كه هم شعر است و هم در تمامي ابعاد آن، از گزينش واژهها گرفته تا تصويرسازي، در شكل ذهني و در تركيببندي دروني بيانگر انديشهاي بهسامان است.
شايد يكي از دلايل زبان ساده، بيآلايش و زيباي سپهري نيز در آن باشد كه شعر سپهري شعر معناست. شعر «پشت درياها» از منظومة «حجم سبز» داراي چنين ويژگيهاي زباني و ادبي است، در اين شعر .....
ادامه مطلب

|
فتحالله خان خودمان داراي حافظة عجيبي است، اگر بگويم صد هزار بيت شعر از حفظ دارد اغراق نگفتهام. اين آقا در هر مورد به هر مناسبتي شعري تحويل ميدهد و هيچ جا در نميماند، منتهي هيچكدام از اين شعرها نه به مورد است و نه مناسب حال و نه در جاي خود قرار گرفته است. حال چند نمونه خدمتتان عرض ميكنم و بقيه را به قضاوت خودتان وا ميگذارم: سه چهار سال پيش به يك مجلس عروسي دعوت داشتيم و خانواده هاي داماد و عروس بزن بكوبي راه انداخته بودند. فتحالله خان كه از مشاهدة اين جشن و سرور به هيجان آمده بود به آواز بلند گفت: |
ادامه مطلب

