فَريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري - شاعر و عارف بلندآوازهي ايراني - در روزگار معاصر همواره در كانون توجه شرقشناسان، محققان و استادان ادبيات فارسي بوده است و گواه آن، انتشار كتابهايي مانند «درياي جان» هلموت ريتر، «صداي بال سيمرغ» عبدالحسين زرينكوب، «زبور پارسي» محمدرضا شفيعي كدكني و دهها اثر ديگر در زمينهي عطارپژوهي است.
در نگاهي به زندگي عطار، ذكر شده كه فَريدالدين ابوحامد محمد عطار نيشابوري در اواخر سدهي ششم و اوايل سدهي هفتم ميزيسته است. او در سال 540 هجري قمري زاده شد. نامش «محمد»، لقبش «فريدالدين» و کنيهاش «ابوحامد» بود و در شعرهايش بيشتر عطار و گاهي نيز فريد تخلص کرده است. نام پدر عطار، ابراهيم (با کنيهي ابوبکر) و نام مادرش رابعه بود.
او که داروسازي و عرفان را از شيخ مجدالدين بغدادي فراگرفته بود، به شغل عطاري و درمان بيماران ميپرداخت.
از وي به عنوان يکي از پرکارترين شاعران ايراني ياد ميكنند و بنا به نظر عارفان، در زمينهي عرفاني از مرتبهاي بالا برخوردار بوده است؛ چنانکه مولوي دربارهي او ميگويد: «هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم يک کوچهايم».
عطار در سال 618 هجري قمري در فتنهي مغولان در نيشابور به قتل رسيد و دربارهي کشته شدن او به دست مغولان داستانهايي نقل کردهاند.
تأليفها و تصنيفهاي عطار را در نظم و نثر به عدد سورههاي قرآن، 114 دانستهاند كه معروفترين آنها عبارتاند از: ديوان قصيدهها و غزلهاي او که در حدود 10هزار بيت است. ديگر «الهينامه»، «خسرونامه»، «پندارنامه»، «اسرارنامه»، «مصيبتنامه»، و از مثنويهاي بسيار مشهور او «منطقالطير» است که نزديک به هفتهزار بيت دارد و مراتب سير و سلوک و رسيدن به حق و توحيد را از زبان مرغان که در طلب سيمرغ حرکت ميکنند، بيان ميكند و هفت منزل طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت و فنا را شرح ميدهد.
از تأليفهاي مهم شيخ عطار به نثر فارسي، «تذکرةالاوليا» است. در آن شرح حال و اقوال و کرامتهاي تعدادي از پيشوايان طريقت تصوف و عارفان بزرگ را به نثري ساده و شيوا نگاشته است.
عطار از شاعران بزرگ و از عارفان نامي ايران است که مقام معنوي و تأثير وجود او در تاريخ تفکر معنوي ايرانيان بسيار بااهميت است؛ چنانچه جامي در «نفحات الانس» آورده است که مولانا گفته: «نور منصور (حسين بن منصور حلاج) بعد از صد و پنجاه سال به روح فريدالدين عطار تجلي کرد و مربي او شد.» اين نکته را مؤلفان «هفت اقليم»، «بستان السياحه»، «سفينةالاوليا»، «خزينةالاصفيا» و «روز روشن» نيز آوردهاند.
گفته ميشود، كشته شدن شيخ شهابالدين سهروردي در سال 587 هجري قمري در روحيهي عطار بسيار تأثير گذاشته و کتاب «اسرارنامه» را با آگاهي از واقعهي دلخراش مرگ شيخ اشراق در آن عصر سروده است. برخي گفتهاند کتاب «مصيبتنامه» را نيز تحت تأثير همين واقعه به نظم درآورده است.





